شمس الدين احمد

19

خزائن الملوك ( فارسى )

بطلان عدم رويت خواب اصلا و بر تقدير ديدن آن احيانا ياد نماندن مطلقا و فراموش كردن صور محسوسات به مجرد غيبوبت‌ست و آثار نقصان كمتر رويت خواب و كمتر ياد ماندن وى به صورت ديدن و كذلك در ضبط صور محسوسات قصور افتادن‌ست و نوعيست از فساد تخيل كه خيال كند انسان چيزى را كه موجود نباشد يا ببيند چيزى را كه وجود ندارد و در خارج بود مثلا تصور كند صورتى كه نصفش انسانست و جثّهء باقى خرس يا اثبات كند آدمى را كه بىسرست يا دو سر دارد و قس على هذا و اين از قبيل تشويش‌ست و سببش آنست كه سوء مزاج حار ساذج يا صفراوى مستولى شود بر مقدم دماغ و علامت آن تقدم حرارت سر و يبوست منخرين و تخيل الوان و نيران‌ست ماليخوليا « 1 » بميم و الف و لام مكسور و تحتانى و خاى معجمه و واو معروف و لام و تحتانى و الف و بعضى بجاى تحتانى اولى قبل از خاء نون نگاشته‌اند شيخ الرئيس گفته كه هرگاه حدوث اين علت از سوداى غير محترقه باشد از قبيل تسمية شيئ باسم سبب ويرا ماليخوليا گويند چه ماليخوليا بلغت يونان خلط اسودست و يوحنا ابن سرافيون گفته كه معنى وى فزع‌ست پس درين هنگام تسميهء اين مرض باسم عرض لازم باشد چه فزع و ترس از لوازم ويست و بالجمله وى عبارتست از تغير ظنون و افكار از مجراى طبعى بسوى خوف و فساد بنا بر سوء مزاج سوداوى كه بسبب ظلمت و سواد به توحش و فزع روح دماغى پردازد سبب كلى اين مرض آفت دماغ‌ست كه بدان سبب افعال و قوتهاى دماغى باطل شود يا ناقص گردد يا مضطرب بحسب ضعف و قوت سبب و باعث جزئى وى گاهى سوداى طبعى غير محترق كه زياد و از قدر طبعى مخلوق گردد يا مرّهء سوداست كه همگى بدن از ان ما دون سر ممتلى باشد و تصاعد ابخرهء آن بدماغ سبب مرض شود و گاهى « 2 » مرّهء سوداست كه فقط در سر متمكن شود بدون انتشار آن در بدن و اول را اسلم و ثانى را اصعب گفته‌اند و مرّهء سودا باحتراق خلطى از اخلاط اربعه حاصل شود و تقدم ادمان اغذيه مولدهء سودا چون لحم نمك سود و سمك مالح و بادنجان و مثلها و صلابت و اختلاف نبض و رقت و صفاى قاروره قبل از نضج و تقدم كدّ و تعب از علامات كليّهء قسم ( 3 ) اولست و علامات جزئيه بحسب سبب‌ست مثلا اختلاط ذهن و خنده و فرح و سرخى چشمها و امتلاى رگها و عظم و سرعت نبض و بودن رنگ بدن كمد مائل بحمرت نشان سوداى دمويست وهم و فكر و فزع و ترس و گريه و تخيلات رويه و حب و حدّت دليل سوداى سوداوى و حدّت شديد و سوء خلق و هذيان و مغرها ؟ ؟ ؟ و قلق و سهر مفرطه و قلت سكون و كثرت غضب و حرارت ملمس بدن و صفرت رنگ آن و نگريستن مانند درندگان و تقدم تدابير حاره نشان سوداى صفراوى و سكوت و بلادت و ضعف حركات و بودن نبض مائل بلين و رنگ بدن مائل به بياض علامت سوداى بلغمىست و علامت قسم ثانى افراط و دوام فكر و وسواس و صلابت و بطور و صغر و اختلاف نبض و بوقت

--> ( 1 ) قال ارسطاطاليس اكثر ان تعرض الماليخوليا الامتلاى و اصحاب المكرة ؟ ؟ ؟ اصحاب الطبائع الفاضلة مستعدون للماليخوليا لان الطبائع ؟ ؟ ؟ ( 2 ) قال بقراط الماليخوليا ما كان من اختلاط النسرين ؟ ؟ ؟ مع الضحك ضوء سلم و ما كان منه مع وهم و حزن فهو اشد خطرا